تبليغاتX
انجمن شعر و ادب دانشگاه ایوانکی
انجمن شعر و ادب دانشگاه ایوانکی

 رویکردهای چند گانه در غزل امروز را _ به لحاظ دریافت نو از ذات شعر_ به چند دسته بخشبندی می کنم: 1-محتوای نو 2-ویژگی های زبانی 3-ابهام زدایی 4-فرازمانی بودن بحث درباری ی این رویکردهای چند گانه ( با توجه به گستردگی موضوعی آن ها) فرصت فراگیر و حوصله ی فراخ می خواهد.

می خواهم به گونه ی روشن بیان کنم که این نبشته، سرآغاز" حاشیه ای" است برای ورود به "متن" این بحث گسترده که در فرصت بعدی ( به گونه ی سامانمند) پی گیری خواهد شد. به هر روی ... در همین فرصت، توجه کنید به گپ نخست:

1-محتوای نو:

محتوا و مفهوم نو، از مولفه های نخست شعر امروز در غزل پنداشته می شود. غزل با آن که به لحاظ شکل(فرم) یکی از گونه های شعر سنتی شمرده می شود؛ اما چیزی که ماهیت یا جوهر اصلی آن را امروزی می سارد، بیان محتوای نو، با چشم انداز تازه از زنده گی است:

"نشسته اند هزاران کتاب درقفسه

زبون و ساکت و پر اضطراب در قفسه

کتاب فلسفه با ژست عاقلانه ی پوچ

نشسته محکم و حاضر جواب در قفسه

کتاب شعر دهن بسته است و توی دلش

نخوانده مانده غزلهای ناب در قفسه

غروب سکته و سیگار روشن شاعر...

و رقص شعله و دود کباب در قفسه"

مولفه های" ساختاری محتوای نو با چشم انداز تازه از " زندگی به گونه ی زیر است:

- دریافت های تازه از پدیده ها و حوادثی که شعر از آن ها بارور می شود.

- نگرش نو و غیر متعارف دیدن پدیده ها .

- توجه به مسأله ی " حسآمیزی" با رویکرهای مدرن آن.

- تعمیم گسترش و انتقال ویژگی های شاعرانه ( مانند توجه به عناصر عاطفه، خیال، صمیمیت و صداقت)

2- ویژگی های زبانی:

زبان به حیث مهمترین عنصر اثر گذار و قابل رؤیت در غزل امروز مطرح است؛ زیرا نخستین وجه تمایز و شناسنامه ی غزل امروز، بر می گردد به روش کاربرد زبان و بحث مسأله ی " این زمانی" و " همزمانی" آن در شعر.

توجه به رویکردهای زبان مدرن در حوزه ی کاربردی و آمیزش وجودی ذهن با این مسأله و ادامه ی تجربه های امروز در فرایند زبان، نقطه ی پیوندمان در شکلدهی و شناخت از مفهوم غزل امروز است.

با توجه بر مواردی که بیان شد، ویژگی های زبانی در غزل امروز، در برگیرنده ی چند اصل است:

- جاری بودن زبان گفتار بر سرشت و طبیعت زبان شعر

- شفاف بودن، سلیس بودن ویکدست بودن زبان

- عدم کاربرد تعقیدات لفظی ومعنوی در زبان

- بافت واژه گان از لحاظ کاربرد معنایی و دانستن روش آوایی کلمات

- گزینش و کاربرد واژه گان مطرح در زبان امروز

- بر هم زدن هنجارهای کلیشه ای در زبان متعارف

- به کار نگرفتن روش استفاده از واژه های متروک

- توجه به مسأله ی زمینه های تحول و گسترش زبان

- تکلف زدایی از زبان

با استناد بر این ویژگی ها، چند نمونه از این مورد را در یک غزل بررسی می کنم:

" این دل اگر کم است بگو سر بیاورم

یا امر کن که یک دل دیگر بیاورم

خیلی خلاصه عرض کنم: دوست دارمت...

( دیگر نشد عبارت بهتر بیاورم)

از کتف آشیانه ای خود برای تو

باید که چند جفت کبوتر بیاورم

از هم فرو مپاش، برای بنای تو

باید بلور و چینی و مرمر بیاورم

وقتش رسیده این غزل نیمه سوز را

از کوره های خود خوری ام در بیاورم" ( سید مهدی موسوی )

خوانش این غزل در نخست، مفهوم " جاری بودن زبان گفتار بر سرشت و طبیعت زبان شعر" را می رساند.

مصرع " این دل اگر کم است بگو سر بیاورم" با وجود سرشت گفتاری در زبان شعر، شفاف و یکدست و سلیس است. در بیت دوم این غزل، هیچ گونه " تعقید لفظی و معنوی" ( به قول ادیبان باستان) وجود ندارد و همین امر، باعث زدودن نقاب " تکلف زدایی" درزبان شده است.

3- ابهام زدایی:

ابهام زدایی، یکی از ویژگی های مهم در غزل امروز است. بازی با تصاویر مبهم و " ریسمان بازی های مزمن با کلمات"، دیگر از عناصر و آرایه های لفظی رده ی نخست در غزل نیست. این مسأله به روشنی مطرح شده که غزل امروز با توجه به رویکردهای جدید، دیگر بر گرده گاهش، شلاق صنعت سازی های از سر تفنن و یاوه گویی را تحمل نمی کند. غزل امروز، بازتاب رویدادهای" این زمانی" در آیینه ی دل است.

با آن که در شعر پارینیان ( به ویژه در غزل دیروز) ابهام به حیث مهمترین صنعت در آرایه های لفظی و معنوی محسوب می شد و شاعران بی شماری ( مانند سرایشگران سبک هندی) به گونه ی عمدی به کاربرد این صنعت متوسل می شدند؛ اما با توجه به قرائت های نوین از غزل، امروز این صنعت ( ابهام) به یک رویکرد ابهام زدایانه در شعر بدل شده است.

در این جا با آوردن بیت هایی از یک غزل به طور نمونه، بحث در این باره را پی می گیرم:

" می روم شاید کمی حال شما بهتر شود

می گذارم با خیالت روزگارم سر شود

می روم دیگر نمی خواهم برای هیچ کس

حالت غمگین چشمانم ملال آور شود

ماندنم بیهوده است، امکان ندارد هیچ وقت

این من دیرین من یک آدم دیگر شود" ( شیرین خسروی)

در بیت نخست این غزل، واژه ها بدون ابهام و تکلف، شفاف و یکدست به کار رفته است. با آن که در مصرع " می روم شاید کمی حال شما بهتر شود" طبیعت "نثر" بر زبان حاکم است؛ اما می توان در این مصرع ( و مصرع بعدی) نوعی پرداخت یکدست و " ابهام زدایانه" را در زبان شعر دریافت.

در بیت های دوم و سوم این غزل، این ابهام زدایی، بیشتر گسترش یافته است و مفهوم را – از لحاض عاطفی – برای خواننده قابل درک و رؤیت ساخته است.

4- فرازمانی بودن:

از دیگر ویژه گی ها در شعر امروز- به ویژه غزل- مقوله ی " فرازمانی بودن" است. فرازمانی بودن به معنای داشتن اندیشه ی فراخ و جهانبینی های به دور از محدوده های مکانی و زمانی شاعر، در زمینه ی شعر است. بسیاری از شاعران بزرگ مانند: مولانا جلال الدین محمد بلخی، حافظ، بیدل و ... به دلیل داشتن همین ارزش فرازمانی بودن، مفاهیم ذهنی شان در شعر، به رویکردهای جهانی بدل شده است.

با توجه به این پنداشت، غزل امروز، نیاز فزاینده به مسأله ی " فرازمانی بودن" دارد.

توجه به مقوله ی فرازمانی بودن در غزل، مبتنی بر درک درست از موارد زیر است:

- وسعت دید فکری

- هنجار شکنی های هنجارمند

- پرهیز از ایدیولوژی زدگی

- حسی اندیشی به جای احساساتی فکر کردن.

با آن که کالبد شکافی در پاره ای از این موارد، زمان بیشتر می خواهد؛ اما در این مجال، برای بازشدن بحث، تنها به نگاشتن این یادداشت ها بسنده شد

 

  جاوید فرهاد

 

ارسال در تاريخ چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388 توسط امیرحسین توکلی

 

هایکو ، کوتاه ترین نوع شعری در جهان است که توسط ژاپنی ها به ادبیات جهان معرفی شده است ، امروزه اغلب مردم جهان شعر ژاپن را با هایکو می شناسند . هایکو شعری است ۱۷ هجایی که در سه سطر نوشته می شود ، سطر اول و سوم هر کدام پنج هجا و سطر دوم هفت هجا دارند . 

هایکو نه وزن دارد و نه قافیه و آرایه های کلامی در آن به ندرت به کار می رود . حدود دو هزار سال پیش هایکو جزوی از یک فرم شعری ۳۱ هجایی به نام تانکا بود که از دو بخش تشکیل می شد و معمولا آن را شاعران به شیوه ی پرسش و پاسخ می سرودند . بخش نخست تانکا ۱۷ هجا دارد و بخش دوم آن ۱۴ هجا . تانکا به معنی شعر کوتاه است و در مقابل آن چوکا قرار دارد که به معنی شعر بلند است . با اینکه در ژاپن به غیر از تانکا و چوکا چندین فرم شعری دیگر هم وجود دارد شعرهای کوتاه محبوبیتشان بیش از بقیه است . در قرن شانزدهم میلادی به تدریج بخش ۱۷ هجایی تانکا مستقل شد و آن را هاکایی یا هایکو نامیدند.

هایکو در ابتدا محتوایی طنز آمیز داشت و به تدریج بر اثر در آمیختن با فلسفه ی ذن اعماق و جوانب آن گسترش یافت . ایجاز و سادگی و در عین حال عمق هایکو و هنر تصویری بدیع آن علاوه بر آنکه در چهار قرن گذشته شاعران زیادی را در ژاپن به خود کشانده است در دوره ی معاصر در خارج از ژاپن هم با استقبال قشر کتابخوان و شاعران و هنرمندان مواجه شده است و علاوه بر ترجمه هایکوهای ژاپنی به اغلب زبانهای دنیا ،درسراسرجهان شاعرانی پیدا شده اندکه به سرودن شعر به شیوه ی هایکوهای ژاپنی می پردازند.

مطلب کامل در ادامه ی مطلب

 



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ شنبه شانزدهم آبان 1388 توسط امیرحسین توکلی

دومین جلسه ی انجمن شعر و ادب دانشگاه سوم آبان که به شکل عجیبی متقارن بود با روز یکشنبه و تغییر زمان برگزاری جلسات از ساعت یازده به سیزده که البته به پیشنهاد اعضای انجمن بود راس ساعت و با حضور سه نفر " خودم و آقای حیدری و خانم نبیعی" برگزار شد! که خوب ما اصلا انتظار این استقبال رو نداشتیم و بد جوری متوجه شدیم که اصلا عصر یکشنبه ها برنامه نداشته باشیم خیلی بهتره! البته خانم آذر بنیاد نماینده تام الاختیار حراست دانشگاه هم حضور داشتند که ظاهرا قراره از این به بعد همیشه در جلساتمون باشند تا ما طبق قوانین و در چهارچوب های تعریف شده به فعالیت های تعریف نشده خودمون بپردازیم انشالله!

آما سومین جلسه که یه جورایی رکورد رو شکوند مربوط بود به ششم آبان که تو کلاس 302 با نیم ساعت تاخیر از ساعت 13:30 تا 15:30 ادامه پیدا کرد و خیل عظیم شاعران و نویسندگان انجمن که 18 نفری می شدن و از ذکر نام همه اونها مامورم و معذور با شکوه هرچه تمام تر برگزار شد. این شد که ما فهمیدیم چه کمیت جالبی رو توی این ساعت از هفته داریم و تصویب شد که این ساعت ثابت باقی بمونه و صبح چهارشنبه رو تست نزنیم. در ضمن همون برگه ی فوت و فنی که در جلسه ی دوم بین بچه ها قسمت شد و موضوعش "موج نو" بود رو دوباره بین دوستان پخش کردیم که کلی مورد بحث و استقبال قرار گرفت. البته خانم آذر بنیاد به همراه همراهشون کمی دیر به جلسه ی ما مشرف شدن و کمی هم زود رفتن که این هم نکته قابل توجهی بود.

چهارمین جلسمون یکشنبه بود و ما که اصولا از یه سوراخ دو بار گزیده نمیشیم با توجه به تجربه ی عبرت آموز جلسه ی یکشنبه عصر ، جلسه رو صبح یکشنبه برگزار کردیم که این بار هم پنج نفر و نصفی بودم " خودم و آقای عراقی و خانم اتراکی و خانم مولوی و خانم نبیعی و در آخر وقت هم آقای حیدری اضافه شدن" نتیجه این که من پس از بررسی های اس ام اسی شدید و دقیق و مو شکافانه متوجه شدم که در جلسه ی چهار شنبه همه ی اعضای یکشنبه موجود می باشند جز خانم مولوی و آقای عراقی. از اونجایی که ما آمده ایم که کاری بکنیم برای اصلاح الگوی مصرف و صرفه جویی و این مسائلی که همه آگاهی دارن تصمیم به ملغی کردن کل جلسات یکشنبه گرفتیم که به جان خودمان عقلانی بود. فوت و فن این جلسه با عنوان ویژگی های ترانه بین جمیع علاقه مندان پخش شد.

پنجمین جلسه انجمن شعر و ادب دانشگاه ایوانکی درست روز سیزدهم آبان بود و " زان همه عشاق سینه چاک خوش طینت" فقط چهار نفر مونده بودن که با سی و پنج دقیقه تاخیر به مدت چهل و پنج دقیقه جلسه رو به خوبی و خوشی ختم به خیر کردیم. البته انقدر چشم ما از شکل گیری جلسه آب نمی خورد که نماینده حراست ترک مسند گفته و ما هم یک چرتی زدیم تا دوستان برسن. در این جلسه به دلیل نقص فنی و سرماخوردگی خودم فوت و فن نداشتیم.

نتیجه گیری پایانی : با توجه به شرح اوضاع و احوال موجود از این به بعد جلساتمون راس ساعت سیزده " دوازده + یک" در کلاس 302 برگزار می شه که اجازه کتبی اون در حراست دانشگاه موجود می باشد. دوستانی که با تاخیر وارد جلسه میشن به مراتب با مرام تر از دوستانی هستند که اصلا وارد جلسه نمیشن. این تاخیر می تونه از یک دقیقه تا دو ساعت و نیم که مصادف تا پایان وقت اداری انجمنه صورت بگیره که هیچ اشکالی نداره.

 

ارسال در تاريخ پنجشنبه چهاردهم آبان 1388 توسط امیرحسین توکلی

 

همزمان با موافقت خانه موسیقی با تاسیس کانون ترانه سرایان، رحیم معینی کرمانشاهی، ترانه‌سرا و شاعر معاصر از ترانه‌سرایی و ویژگی‌های آن می‌گوید.

۱) ترانه سرا در مسیر حرکت صحیح این فن در درجه اول، باید شاعر به معنای وسیع کلمه باشد. با اصول جمله بندی، ترکیبات و نوآوری ها، اشارات و کنایات شعری و تمثیل های زیرکانه برای رسانیدن پیام شاعرانه، آشنا باشد.

برای بیان آهنگ باید با طبعی پربار، قادر به استخدام کلمات ظریف بوده تا با قدرت خلاقه شعر و بازگو کردن مفاهیم موسیقی به کج راهی کشیده نشود.

۲) احوال آهنگ‌ها را در مقامات مختلف باهوش شاعرانه بشناسد و برای هر حالتی از آهنگ، مفاهیم مناسب در قالب کلمات بیان کند.

۳) تداوم مطلب را از ابتدای آهنگ تا انتها رعایت کند، تا گوش شنونده در شنیدن فرازها آشفته نشود.

۴) تلفیق بسیار دقیق حالات گوناگون آهنگ ها با معانی کلمات در حالات کلامی مانند: سئوال، گریز، حاشا، پرخاش، گلایه، نارضایتی، تمنا، شیفتگی و امثال این احوال، در جوهر کلمات ضرورت کامل و حتمی دارند. نباید به دلخواه و تنها از روی تطبیق با سیلاب، هر کلمه را روی هر فراز آهنگ گذاشت که کاری عبث و بیهوده است.

۵) دو پاره نشدن کلمات در دو سیلاب موسیقی، از اهم فن ترانه سرایی است.

۶) انتخاب موضوع از شروط ریشه ای در ترانه سرایی است. آهنگ از سازمان به هم پیوسته ای شکل گرفته که اساتید موسیقی ایرانی به آن توجهی خاص دارند. سزاوار نیست ترانه سرا این سازمان را به هم ریزد و با کلمات و جملات نامتجانس، خط فکری آهنگ را مشوش کند. این کار مشکل ترین مرحله ترانه سازی است. ترانه سرا باید بداند که در ساختن هر اثر، با کیفیت تداوم یافته آهنگ شریک است. «آهنگ ـ ترانه»، اثری شخصی و جداگانه نیست. اثری مشترک است.

دلیل زنده ماندن یک ترانه در سال های متمادی توجه به این نکات است. در پایان، باید جمله ای را که سال ها پیش در یک سخنرانی به گوش اهل فن رسانیدم، در اینجا بازگو کنم: هر شاعری ترانه سرا نیست ولی هر ترانه سرا، لزوما باید شاعر باشد. در ایران برعکس کشورهای غربی، آهنگ ابتدا براساس قواعد موسیقی ساخته می شود و روی آهنگ ساخته شده، شاعر مکلف به سرودن شعر است. آهنگ ساز هنرمند، ابتدا ملودی را خلق می کند و سپس با ذوق خویش آن را در چارچوب مایه، گام و یا گوشه دلخواهش قرار می دهد. برای همین آهنگ سازی روی شعر آماده، معمول نیست و اگر چندین آهنگ نیز بدین صورت ساخته شده باشد، میزان های مخصوصی دارند که غالبا از وزن و آهنگ کلام شعر الهام گرفته و یکنواختی آهنگ را فریاد می زنند.

معمولا اساتید محترم موسیقی به یک چنین آثاری، «آهنگ سازی» نمی گویند. بر این اساس است که تکلیف شاعر روی آهنگ از قبل ساخته شده، سنگین می شود که هر شاعری به آن متعهد نیست. اگر فن ترانه سرایی به همان مسیر آزاد سخنوری در طبع شاعران جریان داشت هیچ شاعری را نمی شناختیم که حاضر نباشد اثرش، با صدای مطلوب خوانندگان نامی، بلندگوها و رسانه های صوتی و تصویری به گوش مردم برسد.

دست کم گرفتن هنر ترانه سرایی و تمسخر نابخردانه آن معمولا از سوی کسانی صورت می گیرد که عاشق و دلباخته نام و نشان از رهگذر هستند و چون دست کوتاهی برای چیدن این میوه دارند اصل میوه را مردود می شمارند. شاعران در انتخاب موضوع و حرکت کلام برای پیدایش یک اثر براساس ذوق و قریحه خویش (به شرطی که ذاتا شاعر باشند) آزادند، ولی در ترانه چنین آزادی وجود ندارد. محدودیتی همه جانبه حکمفرماست. محدودیت در چارچوب آهنگ ساخته شده محدودیت در بازگویی حالات آهنگ، محدودیت در به کارگیری کلمات هماهنگ بر حالات سکون و یا کشش آهنگ،محدودیت در توجه به صدای خواننده در چگونگی ادای کلمات و محدودیت در زمان پخش اثر که در چه فصلی از سال و یا چه دورانی از روزگار است.

در مورد اخیر شاهدی دارم. ترانه ای با نام «قسمت من ساخته شد » شروع آن چنین بود. «گرچه آسایش ندارم، از کسی خواهش ندارم، موج دریای وجودم، یک دم آرامش ندارم و الی آخر.»و از همین سطر اول مورد اعتراض آن زمان رادیو قرار گرفت بدین بهانه که گفتن این مطالب اعتراض به وضع موجود است، شدیدا عصبانی شدم و کار به مقامات بالا کشید. پس از قهر و آشتی زیاد و رسیدگی به این موضوع که قصد من از عنوان چنین مطالبی چیست مقرر شد خودم شروع ترانه را بدین صورت عوض کنم. «سر به صحراها زدم من، بر جهانی پا زدم من» که باز هم مورد قبول واقع نشد.

این یک نمونه از محدودیت عجیب در امر ترانه سرایی بود. این محدودیت ها اضافه بر شرایط لازم برای سرودن ترانه است. با توجه به این احوال است که باید قبول کرد مشکل ترین نوع شعر فارسی ترانه است. شاعری هر اندازه چیره دست تا این شرایط را ملحوظ نظر نسازد قادر به سرودن یک ترانه برمبنای خوب آن نیست تا چه رسد به عالی.

من شاعر را می شناسم که در کار شعر مقام روشنی دارد ولی در سرودن ترانه با تمام کوشش کمترین توفیقی به دست نیاورده است. زیرا شرایط گفته شده در کارشان نبوده است.

رحیم معینی کرمانشاهی

ارسال در تاريخ یکشنبه دهم آبان 1388 توسط امیرحسین توکلی

یکشنبه ها ساعت 11 کلاس شماره ی 107 و چهارشنبه ها ساعت 13 کلاس 302

 با عرض سلام خدمت جمیع شعرا و نویسندگان دانشگاه دانشجو پرورمان. ساعت تشکیل جلسات انجمن در صورت حادث نشدن بلایای طبیعی و مصنوعی و تعطیلاتی که به رنگ قرمز در تقویم آذین بندی شده تا پایان ترم تحصیلی موجود همین ساعات و مکان برگزاری آن همین اماکن مذکور خواهد بود.

ارسال در تاريخ جمعه هشتم آبان 1388 توسط امیرحسین توکلی

شعر نيمايي وزن دارد اما قافيه در آن جايگاه خاصي ندارد ؛مانند سروده هاي نيما ،سهراب سپهري،مهدي اخوان ثالث ،قيصر امين پور و... . شعر سپيد آهنگ دارد ولي وزن عروضي ندارد مانند برخي از اشعار علي موسوي گرمارودي موج نو نه آهنگ دارد و نه قافيه و نه وزن عروضي و تفاوت آن با نثر در تخيل شعري بوجود مي آيد مانند برخي از اشعاراحمد رضا احمدي.

موج نو، طرح ‌نویی بود که در شعر فارسی دهه چهل در انداخته شد و چیزی نگذشته بود که فوجی از شاعران جوان بدان پیوستند و آن را به جریان غالب دهه چهل تبدیل کردند.  کنار حرکت حساب شده نیما یوشیج برای تحول شعر فارسی، حرکت تندروانه و نسنجیده‌ای از طرف بعضی از شاعران صورت می‌گرفت که ویژگی همه آنان گسست کامل از میراث و موازین شعر سنتی و تقلید خام و بدون تفکر از شعر مدرن غرب بود. در سال 41 کتاب «طرح» احمدرضا احمدی منتشر شد و جریانی که از دیرباز با هوشنگ ایرانی و... آغاز شده بود، با نام «موج نو» در شعر فارسی تثبیت شد و جریان چشمگیری را به  دنبال آورد این نوع شعر که نه به سنت‌های شعر کهن توجه داشت و نه به مبانی شعر نیمایی اعتنایی می‌کرد، راهی افراطی در پیش گرفته بود.

برخی مشخصات عمده شعر موج نو عبارتند از:

1-  جدا بودن وظیفه روزمره زبان و کلمات از خود کلمات در شعر نو؛ بدین معنا که این نوع شعر رسالتی ندارد و کلمات لازم نیست بار معنایی خود را داشته باشند بلکه می‌توانند در شعر معنایی دیگر داشته باشند؛

2-    ایجاد مناسبت جدید بین کلمات و اشیاء؛

3-    ایجاد فضای ذهنی در کل شعر.                    

این نوع شعر هوادار نظریه «هنر برای هنر» بود و در جستجوی شعر ناب، اجتماع‌گرایی را کنار گذاشته، فردگرایی را جانشین آن ساخته بود و فرمالیسم (شکل‌گرایی) را بر محتواگرایی ترجیح می‌داد. در این جریان شعر سنت ستیز، شکل‌گرا، فردگرایانه و فارغ از هر قید و بند فکری و لفظ بود.

«در شعر این گروه به جز حرف‌های عجیب و غریب و پیچیده و جز به معما، به فضایی نمی‌توان برخورد. گویی آغاز هر سطر، در بسته‌ای است که باز نشدنی است و اگر هم بازشدنی باشد به چنان کوره‌-راه جنگلی سردرگم و تودرتویی می‌رسد که مطلقاً پایان ندارد و اگر هم داشته باشد نفس را بند می‌آورد و تازه وقتی به پایان آن نیز می‌رسیم، جز مشتی اشباح و اشیاء نامشخص و بی‌شکل چیزی در ذهن ما نمی‌ماند. این شاعران که بی‌هیچ تنفسی در فضای شعر فارسی ناگهان سربرآوردند و در عرض یکی دو سال به خیال خود بر مرحله‌ کمال رسیدند، شعری عرضه کردند که تا آن روز در این آب و خاک سابقه نداشت. اینان تصور کردند که هر چه کلام به سوی پیچیدگی رود و هر چه تعقیدات لفظی و معنوی با استعمال انواع اضافه‌ها زیادتر شود و حرف‌ها عجیب‌تر و غریب‌تر باشد، کمال و پختگی شعر بیشتر جلوه خواهد کرد.»

با این همه به نظر می‌رسد شاعران موج‌نویی از نمادهای تکراری و تقلیدی دهه سی خسته بودند (شاعران این دهه به دلیل حاکمیت جو سرکوب و سانسور مجبور بودند به لمبولیسم جامعه‌گرا روی آورند) و دنبال راه‌گشایشی بودند و شتابزده و بدون تفکر موج‌نو را برگزیدند و به تخریب شالوده‌های ظاهری و ساختاری و معنایی شعر سنتی پرداختند و البته تقلید از ادبیات غرب به ویژه فرانسه را در این میان نمی‌توان نادیده گرفت.

از میان نمایندگان این نوع شعر می‌توان احمدرضا احمدی، بیژن الهی، اسماعیل نوری علا، یدا... رویایی و... اشاره کرد که از بین آنان احمدرضا احمدی تا حدود زیادی راه خود را از دیگران جدا کرده و نسبتاً به سبک شخصی دست یافته است.

امروزه در محافل ادبی و کتب ادبیات از شعر حجم سخن گفته می‌شود، باید دانست که حجم‌گرایی جریانی جدید و جدا در شعر معاصر نیست بلکه شق و شکلی دیگر از موج نو و ادامه منطقی آن است.

شمع را که به خورشید هدیه می دهی ،

 از سر انگشتان سوخته ات می فهمد 

 که چند یلدا را 

با کبریت های نمور یک سنگ چخماق سر کرده ای!

برگ را که به جنگل هدیه می دهی،

به نیم نگاهی در میابد چند بارت به خاک افکنده اند،

صحرا زادگانی که قیم درختانند!

 

 منابع این پست رو یادم نمیاد اما شعر آخر از یغما گلرویی

 

ارسال در تاريخ شنبه دوم آبان 1388 توسط امیرحسین توکلی
   لبی که خنده ندارد، شکاف دیوار است

                         سری که شور ندارد، کدوی بی بار است

در آستانه ولادت با سعادت هشتمین امام معصوم حضرت رضا(ع) که تاریخ زیبای ٨/٨/٨٨ را بر پیشانی خود دارد؛ سی و هشتمین محفل ادبی شب شعر طنز شکرخند، به کوری چشم حسود و بخیل و تنگ نظر، روز شنبه ٢ آبان ٨٨ رأس ساعت ۴ بعد از ظهر در فرهنگسرای هنر(ارسباران) به شدت هرچه تمامتر برگزار می شود.

علاقه مندان به تبسم همراه با تفکر می توانند با حضور در این مجلس، در ترویج و توسعۀ طنز فخیم و فاخر و در عین حال مردمی و فراگیر نقش داشته باشند. حضور همیشه در صحنۀ شما، پشتوانه عظیم نظام شکرخندی در مقابل دشمنان شادی و لبخند است. لبخندهای گرم و صمیمی و سبز شما مشت محکمی  بر دهان یاوه گویان عبوسی خواهد بود که دوست دارند ملت را غمگین و گریان ببینند.

            ما زنده به آنیم که آرام نگیریم

                      جز ضامن آهو ز کسی وام نگیریم!

زمان: یک روز پاییزی، شنبه ٢/٨/٨٨ رأس ساعت ١۶ تا ٣٠/١٨

مکان: ضلع شمال غربی پل سیدخندان، خیابان جلفا، فرهنگسرای هنر(ارسباران)

تلفن تماس: ٢٢٢۶۴٠۵٧ ــ ٢٢٢۶٠٢٨٩ امور ادبی معاونت هنری سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران

                                                                                                                          رضا رفیع

ارسال در تاريخ جمعه یکم آبان 1388 توسط امیرحسین توکلی

 

یک شنبه کلاس ۳۰۱ و چهار شنبه کلاس ۳۰۳ ساعت 13 تا ۱۵

با سلامی پاییزی ، اما از جنس بهار، در نهایت آرامش قلب و بدون کوچکترین عذاب وجدانی اعلام میکنیم که دومین و سومین جلسه ی انجمن شعر با تغییر زمان و مکان نسبت به جلسه ی قبلی برگزار میشه. به یقین مرسوم ترین شیوه ای که در مدیریت ایرانی وجود داره همین روش آزمون و خطاست که خوب ما هم جزئی از همین آب و خاکیم و مجبوریم از این روش استفاده کنیم. البته ما دوست داشتیم تا همه ی عزیزانی که در دانشگاه هستن و دستشون به هر نحوی و با هر کیفیتی و در هر سطحی با قلم آشناست ، فرم های انجمن رو پر میکردن تا میدونستیم بهترین زمان برای برگزاری انجمن چه زمانیه و اینجوری تعداد اعضای حاضر در انجمن بیشتر میشد. به هر حال به احتمال زیاد مکان و زمان قطعی برگزاری جلساتمون رو از دومین هفته آبان ماه و با توجه به تعداد شرکت کننده ها و نظرات عزیزان تعیین می کنیم. دوستانی که فرم عضویت رو پر نکردن می تونن به وبلاگ انجمن شعر و ادب دانشگاه ایوانکی مراجعه کنن یا این که در یکی از جلسات شرکت و ثبت نام کنن. فعلا بهترین وسیله ی ارتباطی شما با انجمن برای در میون گذاشتن نظرات و پیشنهاداتتون وبلاگ انجمنه همچنین لازم به یادآوری نیست که حتما تعدادی از آثارتون رو به همراه بیارین.

 

ارسال در تاريخ چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388 توسط امیرحسین توکلی

اولین جلسه ی انجمن شعر با حضور نه نفر و با تاخیری یک ساعته از ساعت یازده تا یک بعد از ظهر تشکیل شد. برخلاف هماهنگی های انجام شده با آموزش و امور کلاسها ، کلاس شماره ی 106 که در اختیارمان قرار داده بودند در این ساعت خالی نبود و مجبور شدیم محل برگزاری را به کلاس 107 تغییر دهیم که این موضوع  یکی از دلایل تاخیر برگزاری این جلسه بود.

در بخش جدیدی به نام فوت و فن که ضمیمه وبلاگ انجمن نیز می باشد مطالبی منتشر میشود که در آن به بالا بردن دانش فنی اعضای کانون کمک خواهد کرد. در این جلسه مطلبی با عنوان ویژگی های شعر خوب چاپ و در بین دوستان پخش شد که برگرفته از وبلاگ انجمن بود.

طبق معمول اعضای انجمن به شعر خوانی پرداخته و پیشنهادات و انتقادات دیگر اعضای کانون را شنیدند.

همچنین قرار شد ساعت برگزاری انجمن در روز یکشنبه تغییر کرده و همچنین جلسه ی چهار شنبه نیز از هفته ی دیگر برگزار شود.

ارسال در تاريخ سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388 توسط امیرحسین توکلی

 

اندیشه و پختگی شعر در سیر طبیعی : شعر باید مبتنی بر اندیشه ای اساسی ساخته شده باشد. اندیشه ای تازه یا باز سازی شده که در دو محور افقی و عمودی شعر با رعایت تعادل در لفظ و معنا بیان شده باشد.

زبان شعر : منظور از زبان چگونگی بیان شعر در جریان همنشینی واژه ها ، رنگ مایه های هنری و کم و کیف توزیع آنها در پیکره ی شعر و استفاده از زبان ادبی روز با درون ساخت و برون ساختی از عناصر لفظی و معنوی شعر ساز می باشد.

تخیل و تصویر پردازی : تخیل یعنی استفاده شاعر از ظرفیت خیال در نگاه به کلمات ، مفاهیم و موضوعاتی که موجب اعتلای ذهن و ذوق می شود. یکی از بارز ترین صورتهای تخیل ، پرداختن تصویر است که در قالب ترکیب های ساده و گسترده ساخته می شود.

عاطفه : عاطفه از جمله عناصر سازنده ی شعر است که سرایت دادن هنرمندانه ی آن به شعر در بخش مربوط به زبان قابل اندازه گیری است. اما آنچه در این بند قابل توجه است آن بخش از بیان عاطفی است که به رسالت الهی شعر که همانا ترویج مهربانی ، خوبی ، تلطیف درون و ایجاد روحیه ی شور و نشاط در مخاطب است. گاه این شور و حس در قالب بازگفت دردها و همدردی با مخاطب تا سوق دادن او به گستره ی امید جریان می یابد.

موسیقی شعر : استفاده از وزن های مناسب و خوش ساخت ، انخاب کلمات زیبا در جایگاه قافیه و ردیف و پرداخت قوی آنها تکرار متناسب حروف و کلمات که به نوعی منجر به ایجاد زنجیره هایی از آوا شود. همچنین رعایت نوعی وزن که در نتیجه ی همنشینی کلمات در پاره های شعر سپید حاصل می شود و می توان آن را از ضروریات موسیقیایی این قالب نامید.

وحدت و هماهنگی شعر در محور افقی و عمودی : ارتباط قوی میان مصراع های شعر و هم فضایی بیت ها "پاره ها" در بلندای شعر از جمله نکات اساسی در شعر است که عدم رعایت آن ، شعر را دچار گسیخت معنایی و ضعف در القای مقصود می کند.

نو آوری و مضمون آفرینی : در این بخش هر گونه نو آوری در شعر از قبیل ساختن ترکیب های تازه ، تعبیر های نو باز سازی مضامینی که در شعر شاعران گذشته خوب پرداخت نشده اند و ساختن مضامین تازه از موضوعات متداول و تازه.

"استاد محسن چگنی زاده"

 

ارسال در تاريخ شنبه بیست و پنجم مهر 1388 توسط امیرحسین توکلی
 

اولین جلسه ی کانون شعر و ادب دانشگاه ایوانکی روز یکشنبه مورخ ۲۶/۷/۱۳۸۸ از ساعت ۱۰ الی ۱۳ در کلاس ۱۰۶ تشکیل خواهد شد. از کلیه ی علاقه مندان درخواست می شود حتما تعدادی از آثار خود را به همراه داشته باشند.

 

ارسال در تاريخ دوشنبه بیستم مهر 1388 توسط امیرحسین توکلی
 

با توجه به تمديد مهلت ارسال آثار به سومين كنگره ي شعر دفاع مقدس استان سمنان كه در دهم آبان ماه سال جاري در اين استان برگزار ميگردد؛ از تمامي علاقه مندان در خواست مي شود كه آثار خود را تا تاريخ 22 مهر ماه به مديريت فرهنگي دانشگاه "حاج آقا باسوتي" تحويل نمايند و یا در بخش نظر بدهید در انتهای این پست آن را به دست ما برسانند.

 

ارسال در تاريخ دوشنبه بیستم مهر 1388 توسط امیرحسین توکلی

لطفا برای ثبت نام در انجمن مشخصات خود را در قسمت "نظر بدهید" واقع در انتهای همین مطلب قرار بدهید. نظرات به صورت خصوصی بوده و تنها برای مدیر انجمن قابل دسترسی می باشد.


نام . . . . . نام خانوادگی . . . . . . . نام پدر . . . . شماره شناسنامه . . . . . . تاریخ تولد . . . .


دانشجوی رشته . . . . . ورودی سال . . . ترم . . . شماره دانشجویی . . . . . .


روزهای حضور در دانشگاه . . . . .

ساعات بیکاری همراه با قید روز . . . . .


شماره تماس دانشجو : موبایل . . . . .  شماره منزل . . . . ایمیل . . . . وبلاگ . . . .

آدرس منزل . . . . . .

زمینه کاری . . . . . . . مدت فعالیت . . . . . سابقه حضور در کانون های مختلف . . . .

 

ارسال در تاريخ دوشنبه بیستم مهر 1388 توسط امیرحسین توکلی

 

انجمن شعر و ادب دانشگاه ایوانکی در روز یکشنبه مورخ ۱۹/7/1388 از ساعت 10:30 تا 12:30 دقیقه در کتابخانه ی دانشگاه با حضور آقایان عسگری و باسوتی برگزار شد. این جلسه به منظور ثبت نام از اعضای کانون و همچنین انتخاب مدیریت انجمن شکل گرفته بود. طبق فرم های تکمیل شده مشخص شد که اعضای انجمن در روز یکشنبه فرصت بیشتری برای شرکت در جلسات را دارند. به همین دلیل اولین جلسه ی رسمی ما در روز یکشنبه 26 مهر ماه شکل خواهد گرفت. زمان و مکان دقیق این جلسه به زودی اعلام خواهد شد. همچنین دوستانی که موفق به تکمیل فرم ثبت نام نشده اند می توانند در اولین جلسه ی کانون شرکت کرده و نسبت به ثبت نام خود اقدام کنند و یا به وبلاگ انجمن شعر و ادب دانشگاه ایوانکی مراجعه فرمایند. در صورتی که مشخص شود با تغییر زمان تشکیل جلسات ، در خدمت عده ی بیشتری از عزیزان خواهیم بود زمان برگزاری انجمن تغییر خواهد کرد. در این جلسه پیشنهاداتی از جمله شرکت دائمی یکی از اساتید ادبیات در جلسه ، برگزاری ماهانه ی شب شعر در دانشگاه، افزایش فعالیت انجمن در ارائه ی مقالات و همکاری با نشریه ی سپندگاه نیک مطرح شد که مورد استقبال اعضای انجمن و استاد باسوتی قرار گرفت. همچنین تا پایان این ترم تحصیلی امیرحسین توکلی به عنوان مسئول انجمن انتخاب شد.

اسامی اعضای انجمن که در جلسه اول حضور داشته و فرم عضویت را تکمیل نموده اند:

خانم ها : عاطفه باحیالشکری – زینب نبائی – فرانک نیازمند منفرد – فاطمه مشهد میقانی - سمیرا گنجی – سارا ایمانی – مهدیه سادات طباطبایی – فاطمه اتراکی – زینب مولوی – فاطمه تقی زاده .

آقایان : محمد امین ایازی - محسن حاج علی عراقی – امیرحسین توکلی – مرتضی حیدری – رضا خسروی – علیرضا اسنجانی .

 

ارسال در تاريخ یکشنبه نوزدهم مهر 1388 توسط امیرحسین توکلی
قالب وبلاگ